خرید بک لینک

«دستهایم را در باغچه می کارم

سبز خواهم شد

می دانم،می دانم،می دانم»(تولدی دیگر،فروغ فرخزاد)

دست ها که می نویسند، از دردها سخن می گویند،از دردهای دست ها سخن می گویند. دست ها که می فروشندآنچه دستشان بر قلم می تراود،دوستی دیرین با دست هایی دارندکه دست آوردهای کار را میxadفروشند.

دست نویس ها با دستنوشته ها که در قالب گزارش،یادداشت،مصاحبه،تصویر،داستان به رشته تحریر درمیxadآید، دستهایشان پلی می شود بین دستفروشان،شهروندان و دولتمردان.

روایت های مطبوعات از دستفروشان و دستفروشی در سالهای اولیه ی پس از انقلاب ایران را که آصف بیات در فصل هفتم کتاب«سیاست های خیابانی:جنبش تهی دستان در ایران» تحت عنوان «شورشیان خیابان:سیاستهای دست فروشی»گزارش می کند یکی از نخستین مواجهات مطبوعات به صورتی منسجم با موضوع دستفروشی و روایت گفتارهای موافق/مخالف در موضوع است. روایت نشریاتی چون آیندگان،اطلاعات،کیهان،انقلاب اسلامی و کار. در همین دوره نیز دستفروشان به تشکیل انجمن های خود همت گماشته بودند که برای مثال می توان به «انجمن کتابفروشان خیابانی» و «انجمن دستفروشان خیابان فاطمی» اشاره نمود. روایت مطبوعات از حق دستفروشان به شهر در آن دوره هنوز روایتی آشناست و بیانگر منازعه ای که بر سر فضای شهری جریان دارد:«ببینید!مسئولین خیابان ها را به ارث نبرده اند. برده اند؟این مایملک شخصی شان نیست!بلکه به همه تعلق دارد.»[1]. در روایت های کشورهای دیگر برای مثل روایت ارناندو دسوتو در کتاب«راه دیگر» از پرو نیز ما همزمانی و همراهی مطبوعات و انجمن ها را در موضوع دستفروشی شاهدیم.

در دوره اخیر تحولات متعددی هم در عرصه رسانه،هم در حوزه سازمان های مردم نهاد و هم در حوزه دستفروشی اتفاق افتاده است که بر ارتباط و حمایت مطبوعات و سازمانهای مردم نهاد از دستفروشان موثر بوده است.

در حوزه تحولات رسانه می توان به مواردی همچون شهروند-خبرنگاران،شبکه های اجتماعی،رسانه های شهروندی،ظهور رسانه های جامعه محور(به جای سیاست محور)،شیوه های نوین و مردمی روایت مانند«تاریخ شفاهی» یا «بازتاب صداهای خاموش»اشاره نمود.

در حوزه سازمان های مردم نهاد به اهمیت مسائل شهری و کنشگری شهری،شهروند-جنبش ها،رشد انواع هنر محیطی و خیابانی و رویکرد مطالبه محور می توان اشاره کرد.

و در حوزه دستفروشی،ارتقاء آن از فعالیتی صرفا از نیاز و از سر ناچاری و با اظهار شرمندگی به یک شغل، به یک علاقه،گسترش دستفروشی از اقشار تهیدست به اقشار متوسط،ارتقاء دانش و مهارت های دستفروشانxadکه آنها را توانمند به فعالیت فرهنگی و اجتماعی نموده است(نظیرکانال تلگرامیِ«دستفروش بی سواد») را می توان مثال آورد.البته باید توجه داشت که گسترش دستفروشی به اقشار متوسط به معنای کاهش این شغل در اقشار تهیدست نیست و پژوهشها از جمله پژوهش«بررسی وضعیت دستفروشان بساط گستر در شهرهای تهران،رشت و اهواز» توسط انجمن دیده بان مدنی یکشهر(به سفارش وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی) و «طرح ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی شهرتهران و توانمندسازی اجتماعات آنها با رویکرد شهرنگر» توسط مهندسین مشاورمعماری و شهرسازی عرصه(به سفارش شرکت عمران و بهسازی شهری ایران - وزارت راه و شهرسازی) نشان از گسترش فقرشهری و افزایش شغل دستفروشی بین فقرای شهری را به عنوان راه حل مردمی برای اشتغال را دارد.

در چنین فضایی بود که حساسیت های مطبوعات و نهادهای مدنی با وقوع اتفاقاتی ناگوار(خودکشی دستفروش متروی گلبرگ و قتل علی چراغی ضایعات جمع کن توسط نیروهای پیمانکاری شهرداری تهران) به موضوع دستفروشی و رنج های دستفروشان جلب شد. تجمع تعدادی از فعالان اجتماعی و دانشجویی مقابل شهرداری تهران در واکنش به خودکشی دستفروش متروی گلبرگ نخستین حرکت از حساس سازی جامعه مدنی به موضوع بود. سپس برگزاری نشست«بررسی پدیده دستفروشی» توسط «مجمع حق برشهر باهمستان» که مصادف با فوت علی چراغی شد(مرداد ماه 1393) و انعکاس آن نشست در رسانه ها، محملی شد تا فعالیت مدنی برای دستفروشی به دغدغه ای جدی تبدیل شود و «انجمن دیده بان مدنی یکشهر» به تولید محتوا و پژوهش در این زمینه اهتمام نماید. با تداوم حوادث ناگوار برای دستفروشان از جمله خودسوزی یونس عساکره در خرمشهر و جوان دستفروشی به نام امیر در خیابان جمهوری،کمپین«دستفروشی را حمایت کنید نه حذف» با طرح وظایف قانونی دستگاه های مختلف جهت رسمیت بخشی و حمایت از دستفروشی،اعلام موجودیت نمود و مورد توجه رسانه ها قرارگرفتxadکه در ادامه با ظاهرسازی حقوقی برای تبعیض و خشونت علیه دستفروشان توسط شورای اسلامی شهر تهران تحت عنوان«اصلاح اساسنامه و آئین نامه شرکت شهربان»،این کمپین خود را در قالب کمپین«دستفروشی جرم نیست» ادامه داد و با حمایت رسانه ها توانست موضوع را نزد افکارعمومی به صورت گسترده ای طرح نموده و بر مدیریت شهری و نهادهای تصمیم گیر و اجرایی(دولت و مجلس) تأثیرگذار باشد.

اکنون که مساله به موضوع عمومی تبدیل شده است و مدیریت شهری و دستگاه های اجرایی و مجلس نیز ضرورت چاره یابی مدبرانه و مردمی برای موضوع را دریافته اند،ضروری است که مطبوعات و سازمان های مردم نهاد، مساله ی تدوین قانون جامع رسمیت بخشی،حمایت،توانمندسازی و ساماندهی دستفروشی را به بحثی عمومی گذاشته و بتوانند با جلب نظر متخصصان و مسئولان با بررسی ابعاد آن،زمینه را برای قانون گذاری مردمی و مدنی را در موضوع فراهم سازند.



[1] اظهارات یک دست فروش در روزنامه اطلاعات،20 شهریور 1363

منتشر شده در روزنامه شهروند: ویژه نمایشگاه مطبوعات 1395


برچسبها: دستفروشی, سازمان های مردم نهاد, مطبوعات
+ نوشته شده در جمعه پنجم آذر ۱۳۹۵ساعت 2:54 توسط محمد کریم آسایش |

برچسب: نویسنده: مهتاب احمدی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 7:28

صفحه بندی