خرید بک لینک

در خصوص دستفروشی در روایت های غالب ،دیدگاه های مختلفی وجود دارد. از دیدگاه جرم شناسانه تا دیدگاه آسیب شناسانه اجتماعی،از دیدگاه کارآفرینی تا دیدگاه ابزارانگارانه اقتصادی،از دیدگاه یک نیازمندی اجتماعی تا دیدگاه یک شغل و دیدگاه به عنوان یک سیستم اقتصادی متعلق به قشر و طبقهxadایxadخاص. این دیدگاه ها همگی در یک وجه مشترکند و آن تقلیلxadگرایی است. همگی دستفروشی را در وجهی تقلیل می دهند و ارزشمندی دستفروشی در مواردی که مثبت نگریسته شده است نه امری ذاتی که امری عرضی دانسته شده است.

از سوی دیگر این رویکردها به دستفروشی یا به جهت آنکه دید منفی یا ترحم آمیز یا ابزارگرایانه یا تقلیل گرایانه به دستفروشی دارند و یا آن را صرفا مقولهxadای تفسیری میxadبینند و نه مقوله انضمامی و زندهxadیxadزیست اجتماعیxadکه با تنظیم مناسبات جامعه سر و کار دارد،در سیاستگذاری برای دستفروشی ناکام میxadمانند. راه های مواجهه با پدیده دستفروشی در این رویکردها عبارتند از سرکوب،پذیرش کنترل شده و از سرxadاجبار، الگوهای ساماندهی بازارچهxadای،ابزار بازاریابی تولید داخلی(عمدتاxadxad کارگاهی)،پرهیز از رسمیت بخشی به عنوان سیستمی که هست و ذاتش غیررسمی بودن است(که نتیجه عملی اش فقدان بهره مندی دستفروشان از حقوق اجتماعی است).

در مقابل رویکردهای پیش گفته رویکردی دیگر وجود دارد که به دستفروشی به مثابه یک حق می نگرد. در این رویکرد هم هرکس حق دارد که دستفروشی کند و آن هم نه فقط به عنوان یک شغل یا با هدف اقتصادی و هم شهروندان و جامعه حق دارند که از حضور دستفروشان بهره مند باشند و هم عوامل مختلف موثر در دستفروشی(عوامل اقتصادی شامل دستفروش،مشتری،اصناف تولیدی،اصناف توزیعی،مشاغل خانگی،دولت،شهرداری، عوامل اجتماعی شامل دستفروش،شهروند،دولت،شهرداری، عوامل فضایی شامل دستفروش،شهروند،شهرداری) دارای حقوقی نسبت به هم هستند که xadبراساس قواعد امکان پذیری زیست اجتماعی،روابط این حقوق بایستی انتظام بخشی شود.xadانتظام بخشیxadایxadکه چون مبتنی بر حقوق طرفین در جامعه است باید حاصل توافقی اجتماعی باشدxadکه از گفتگو در جامعه حاصل می شود.

هر کس حق دارد دستفروشی کند بر این اساس که هرکس نسبت به استفاده از فضای شهری برای معیشت،بیانگری،خلاقیت هنری و ... حق دارد.شهر برای زندگی است. جامعه حق دارد که از حضور دستفروشان بهره مند باشد زیرا جامعه حق دارد که از تعامل و مواجهه با دستفروشان و بیانگری آنها بهره مند شود،حق دارد که آزادی انتخاب و حق دسترسی سریع و ارزان به اجناس را داشته باشد. جامعه حق دارد که پویایی داشته باشد و فعال نگاه داشته شود. این دستفروشی به مثابه یک حق، دستفروشی را جزئی از حقوق بشر می داند،زیرا حق بر شهر بخشی از حقوق بشر است. حق بر شهر یعنی ما حق داریم که نسبت به فضای شهری سهم داشته باشیم،از آن بهره مند شویم، آن را تسخیرxadکنیم و دستفروشی یعنی افراد حق دارند از فضای شهری برای معیشت،بیانگری و خلاقیت هنری بهره مند شوند. این فقط جزء حقوق بشر افرادی نیست که دستفروشی میxadکنند، بلکه حق تعامل و مواجهه و چهره به چهره شدن نیز جزئی از حق بر شهر به عنوان بخشی از حقوق بشر است. حق بر شهر جزء حقوق جمعی بشر است. حقوق بشر سه دسته دارد. حقوق فردی، حقوق اجتماعی و حقوق جمعی. این سه دسته حقوق از یکدیگر گسسته یا متنافر نیستند بلکه حقوقی پیوسته و مکملند. از این رو دستفروشان علاوه بر حق جمعی «حق بر شهر» از حقوق فردی(حق مالکیت نسبت به کسب و کار و دارایی، حق احترام و بهره مندی از کرامت انسانی،حق تشکیل اتحادیه و تعاونی،حق بهره مندی از امنیت) و حقوق اجتماعی(نظیر بیمه) نیز می بایست بهره مند باشند.

در این چارچوب هست که با به رسمیت بخشی به حق دستفروشی به انتظام بخشی حقوق صاحبان حق در آن از دستفروش و پیاده و اصناف توزیعی و اصناف تولیدی و شهرداری و دولت و مشتری و مشاغل خانگی می توان رسید که این مسیر از مجرای گفتگو برای توافق بر سر قرارداد اجتماعی(قانون) میxadگذرد .

منتشرشده در روزنامه تعادلhttp://www.taadolnewspaper.ir/archive/5/1395/8/27#page=12


برچسبها: دستفروشی, حقوق بشر
+ نوشته شده در جمعه پنجم آذر ۱۳۹۵ساعت 2:55 توسط محمد کریم آسایش |

برچسب: نویسنده: مهتاب احمدی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 7:28

صفحه بندی